دانشگاه آزاد ، نهاد علمی مردمی یا خواستگاه سیاسی
موضوع مشکلات دانشگاه آزاد اسلامی ، یکی از قدیمی ترین موضوعاتی است که همواره از بدو تأسیس تا به امروز عرصه ای برای منتقدان ، تحلیل گران ، متولیان علمی و پژوهشی و دلسوزان آینده علمی کشور بوده و می باشد. مشکلاتی که ریشه در مدیریت فردی ، بسته ، غیرشفاف و سوال برانگیز افراد آن دارد. آنچه در این میان حائز اهمیت است اینکه ، تا به حال از دانشجویان این دانشگاه ،که مستقیما تحت الشعاع مسائل آن قرار دارند، در فضایی امن نظر خواهی نشده است. لذا بر آنیم تا نکاتی را جهت روشن تر شدن افکار عمومی جامعه علمی به عرض برسانیم.
شایان ذکر است که مدیریت پلیسی مسئولان این دانشگاه و عدم مجال هرگونه انتقاد ، اعتراض و شکایت به دانشجویان که منجر به پیگیری و برخورد شدید با عوامل آن می شود ، لزوم ناشناخته بودن ما را ایجاب می نماید.
دانشگاه به عنوان مهد علوم مختلف و کانون ظهور و بروز افکار و اندیشه ها و همچنین نبض تپنده کشور و الگوی تمام عیار جوامع اجتماعی ، همواره از ویژگی های ممتازی برخوردار بوده است. ویژگی هایی که لوح وجودی انسان را قالب و معنا می دهد و او را برای هدفی والاتر آماده می کند.
اکنون با گذشت بیش از 25 سال از عمر دانشگاه آزاد ، که با هدف کمک به آموزش عالی کشور قدم در این عرصه نهاد، به دلیل وجود مشکلات و خلأهایی که ناشی از سیاست گذاری های غلط و غیر کارشناسانه مسئولان آن می باشد، دانشجویان این دانشگاه را با سختی های زیادی مواجه نموده است. سیاست هایی که ناشی از نوعی تفکر رقابتی مطلق به لحاظ کمی، برای توسعه و تحت پوشش قراردادن افراد بیشتری می باشد. که همین امر باعث مغفول ماندن توجه به رشد کیفی و رعایت استانداردها و برخورداری از آن ویژگی های ممتاز شده است. توسعه فیزیکی با نگاه حداقلی به توسعه کیفی ، چه میزان در رشد و اعتلای آموزش عالی می تواند موثر باشد؟ آیا صِرف رشد سرانه آموزشی هر فرد ، می تواند معیاری برای سنجش و ارزیابی کیفی آن مجموعه باشد؟
از طرفی دیگر، در بعضی واحدها به دلیل جذب بیش از حد دانشجو ، که مشخص نیست متناسب با کدام نیاز و بر طبق چه ملاکی بوده است ، با کمبود فضای آموزشی مواجه هستیم . به عنوان نمونه در دانشکده فنی تهران جنوب با وجود 16 هزار دانشجو حتی یک کلاس اضافه برای حل تمرین وجود ندارد. آیا این امر چیزی جز نگاه مادی و کسب منفعت بیشتر را به ذهن متبادر می سازد؟ پذیرش بدون حد و مرز دانشجو ، مطابق با کدام معیار و یا تأیید دستگاهها و نهاد های ذیربط بوده است ؟ آیا چنین سیاستی با علمِ بر وجود معضل بیکاری و بالتبع آن ایجاد اشتغال کاذب ، باعث تغییر در نوع فرهنگ قشر تحصیل کرده جامعه نمی شود؟
اکنون مشکل بیکاری ، طیف وسیعی از فارغ التحصیلان این دانشگاه را با سختی روبرو نموده است . نوعی نگاه تبعیض آمیز که در استخدام فارغ التحصیل آزاد با دولتی ، چه در شرکت های خصوصی و چه ارگان های دولتی وجود دارد ، ناشی از چیست؟ آیا ایجاد فارغ التحصیلان بیکار همان دستاوردی است که بر اطلاع رسانی آن بعد از 25 سال تأکید دارند؟
از دیگر مشکلات ، کمبود امکانات آموزشی متناسب با تعداد دانشجویان ، مخصوصاً در دانشکده های فنی می باشد . کمبود وسایل آزمایشگاهی ، نبود کتابخانه های مجهز، کمبود وسایل کمک آموزشی و نبود سایت کامپیوتری کافی (به عنوان مثال ، وجود تنها 13 کامپیوتر در سایت دانشکده فنی تهران جنوب برای 16 هزار دانشجو) از عمده نواقص می باشد.
استفاده از اساتید درجه 2و3 و همچنین انتصاب های رابطه ای بدون در نظر گرفتن صلاحیت علمی و اخلاقی ، از دیگر مشکلات
است. انتخاب هیئت علمی از میان فارغ التحصیلان این دانشگاه که بعضاً ازمسئولینی می باشندکه به دلیل دغدغه های کاری فراوان
فقط موفق به کسب مدرک این دانشگاه شده اند، کفه علمی دانشگاه آزاد را سبک نموده است . ضمن اینکه عمده اساتید این دانشگاه به ویژه در دانشکده های فنی ، دارای شغل اصلی فارغ از تدریس در دانشگاه می باشند که البته تدریس آنها نیز یا برای کسب درآمد و یا برای تعهدی است که نسبت به دانشگاه دارند. رفتار بعضی از آنها به گونه ای است که دانشجویان را با کارمندان خود در ادارات اشتباه می گیرند . البته فقدان دفتر کار برای هر استاد به منظور ارتباط با دانشجو مزید بر علت شده است. افزون بر این هیچ گونه نظارتی بر نحوه عملکرد و ارزشیابی اساتید وجود ندارد. از طرفی دیگر ، رفتار نامناسب کارمندان و کارکنانِ توجیه نشده ،که فقط از روی رفع تکلیف انجام وظیفه می کنند نیز به نحوی است که هیچ گونه احساس تشخَصی به دانشجو داده نمی شود.
ضرورت وجود روحیه نشاط و شادابی در دانشگاهها همواره از مسائلی بوده که مسئولان نظام بر آن تأکید داشته اند، روحیه ای که زمینه ساز بروز شکوفایی استعداد و بیان افکار و اندیشه دانشجو باشد. انجمن ها و تشکل های پویا و فعال ، زمانی تحقق می یابند که بتوانند در عرض یکدیگر به موازنه آرا ، افکار و عقاید بپردازند، و از همه مهمتر، انجام کار سیاسی ،که سبب افزایش قدرت فهم و تحلیل آن و روشنگری دانشجو برای آگاه شدن در برابر فریب جریان های سیاسی است. در حالیکه در دانشگاه آزاد نتنها بستر مناسب تحقق چنین امری مهیا نیست ، بلکه فضایی سرشار از خفقان بر آن حاکم است که از جمله مصادیق آن ، نبود انجمن صنفی به عنوان نماینده رسمی دانشجویان برای پیگیری مطالبات ، نبود انجمن اسلامی ، تعطیلی نشریات و ... می باشد .
از سوی دیگر مهجور ماندن واژه و هویت اسلامی ، در دانشگاه آزاد اسلامی است . اتخاذ سیاست های سطحی و کودکانه، نظیر جدا کردن دخترها و پسرها در دوره ای و همچنین برخورد های تند و موضعی خصوصاً در بحث حجاب که نتنها اثرات آن به دقیقه نمی رسد بلکه واکنش های عکس را در پی دارد ، ناکارآمدی این دانشگاه را در مهار مشکلات فرهنگی آشکار نموده است.
وضعیت نابسامان فرهنگی و عدم برنامه ریزی مناسب برای جهت دهی و کنترل آن به موضوعی مزمن و نگران کننده تبدیل شده است که لزوم توجه هرچه بیشترمسئولان را می طلبد.
اما مسأله شهریه دانشگاه ،که به معضل اصلی خانواده ها تبدیل گردیده است . شهریه هایی که معلوم نیست بر طبق چه فرمولی محاسبه و از دانشجو اخذ می شود ، شهریه هایی که به جای مصرف برای دانشجو ، صرف ساختن دانشگاه آزاد در بیابان های مناطق محروم می شود و هیچ دستگاه نظارتی متعهد جهت کنترل آن و نظارت بر حسن مصرف آن وجود ندارد.
اکنون نیز که شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عالی ترین مرجع تصمیم گیری و نظارتی بر آموزش عالی فعالیت هایی را برای اصلاح این نواقص آغاز نموده ، متاسفانه شاهد موضع گیری های تند و سیاسی برخی افراد هستیم که در جهت حفظ منافع شخصی خود تلاش می کنند که این موضوع حتی در نامه 221 نماینده مجلس در حمایت از رئیس آن ،که مظهر باج دهی و باج خواهی این دانشگاه و همچنین برگ زرینی بود در میان افتخارات مجلس هفتم در جهت استیفای حقوق ملت ، نیز به خوبی مشاهده شد.
در انتها ما دانشجویان دانشگاه آزاد با تأکید بر اینکه مصالح هیچ یک از دانشجویان را بر منافع گروه های سیاسی مقدم نمی دانیم، حمایت قاطع و همه جانبه خود را از تصمیم رئیس جمهور محترم اعلام میداریم و از همه اساتید ، دانشجویان ، انجمن ها و تشکل های علمی وغیر علمی می خواهیم تا با صدور بیانیه های جداگانه در حمایت از این امر، ما را یاری رسانند تا هرچه زودتر رؤیای تحقق دانشگاه آزاد استاندارد اسلامی به حقیقت بپیوندد.
والعاقبه للمتقین
جمعی از دانشجویان دانشکده های فنی تهران جنوب ، تهران شمال ، علوم و تحقیقات ، تهران مرکز ، دانشکده الاهیات تهران شمال ، دانشکده علوم سیاسی تهران مرکز، دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی تهران شمال.